مو از حوا و آدم ریشه دیرم

 

مو آن رندم که عصیان پیشه دیرم

به دستی جام و دستی شیشه دیرم

تو گر بی گنا هی رو ملک شو

مو از حوا و آدم  ریشه دیرم 

باباطاهر  

/ 2 نظر / 10 بازدید
همسفر جاده دلتنگی

چون شمع سراپا شرر گریه ام ای خار با این تن پر آبله و پینه چه گفتی؟ از خویش مکدر شد و چشم از همگان بست ای آه جگرسوز!... به آیینه چه گفتی! «فاضل نظری»